اعضای صورت به انگلیسی
2025-10-18
تحصیلی

اعضای صورت به انگلیسی

🌿 اعضای صورت به انگلیسی — باکس‌شده و آماده برای انتشار

واژگان، تلفظ، مثال و تمرین — هر کدام داخل یک باکس مجزا برای نمایش مرتب و خوانا

یادگیری اعضای صورت به انگلیسی از پایه‌های مهم در آموزش واژگان است — مخصوصاً اگر می‌خواهید ظاهر کسی را توصیف کنید، در مراجع پزشکی صحبت کنید یا محتوای آموزشی تولید کنید. در ادامه هر عضو داخل یک باکس جدا با تلفظ و مثال آمده است تا هم برای خواننده و هم برای تدریس راحت باشد.

Eyes — چشم‌ها /aɪz/

چشم‌ها ابزار بینایی‌اند؛ رنگ و شکل چشم معمولاً در توصیف ظاهر ذکر می‌شود.

مثال: She has beautiful blue eyes.

Eyebrows — ابروها /ˈaɪ.brəʊz/

ابروها بالا و پایین شدن احساسات را نشان می‌دهند؛ شکل آنها (کمانی، صاف) قابل توصیف است.

مثال: He raised his eyebrows in surprise.

Eyelashes — مژه‌ها /ˈaɪ.læʃɪz/

مژه‌ها محافظ چشم در برابر ذرات و گردوغبار هستند و در زیبایی چشم‌ها نقش دارند.

مثال: Her eyelashes are long and curly.

Forehead — پیشانی /ˈfɔːr.hed/

بخش بالایی صورت بالای ابروها؛ چین و چروک یا عرق معمولاً در اینجا دیده می‌شود.

مثال: He wiped his forehead after working.

Nose — بینی /noʊz/

بینی وظیفهٔ تنفس و بوییدن را دارد؛ شکل آن (کوتاه، بلند، قوزدار) در توصیف صورت مهم است.

مثال: She has a small, straight nose.

Nostrils — سوراخ‌های بینی /ˈnɒs.trəlz/

سوراخ‌های بینی که در حالات تنفسی یا عطسه دیده می‌شوند.

مثال: His nostrils flared in anger.

Cheeks — گونه‌ها /tʃiːks/

گونه‌ها در دو طرف صورت قرار دارند؛ رنگ، تورم یا حالت بوسیدن ممکن است ذکر شود.

مثال: Her cheeks turned red when she smiled.

Mouth — دهان /maʊθ/

دهان وظایف گفتار و خوردن را بر عهده دارد؛ لبخند، اخم و شکل لب‌ها از نکات توصیفی است.

مثال: Open your mouth and say "ah".

Lips — لب‌ها /lɪps/

لب‌ها در صحبت، بوسیدن و شکل دادن صداها نقش دارند؛ رنگ و ضخامت قابل توصیف است.

مثال: Her lips were dry after the long walk.

Teeth — دندان‌ها /tiːθ/

دندان‌ها برای جویدن و تلفظ برخی صداها ضروری هستند؛ وضعیت و سلامت آن‌ها در توصیف مهم است.

مثال: Remember to brush your teeth twice a day.

Tongue — زبان /tʌŋ/

زبان برای چشیدن، حرکت غذا و تلفظ صداها به‌کار می‌رود؛ همچنین در برخی اصطلاحات کاربردی است.

مثال: Don't bite your tongue!

Jaw — فک /dʒɔː/

فک بخش ساختاری پایین صورت است؛ فک قوی یا نرم روی ظاهر تاثیر می‌گذارد.

مثال: He has a strong jawline.

Chin — چانه /tʃɪn/

چانه در انتهای صورت قرار دارد؛ برجستگی یا صاف بودن آن در توصیف چهره کاربرد دارد.

مثال: He stroked his chin thoughtfully.

Hair / Hairline — مو / خط مو /her, ˈher.laɪn/

موها و خط مو ظاهر کلی سر را شکل می‌دهند؛ مدل و تراکم موها در توصیف اهمیت دارد.

مثال: Her hairline is neat and even.

📚 نکات آموزشی و تمرین

  1. آینه و تکرار: هر نام را جلوی آینه بگو و تلفظ کن.
  2. فلش‌کارت: انگلیسی در جلو، معنی فارسی در پشت — مرور فاصله‌ای خیلی موثر است.
  3. بازی گروهی: «نشان بده—بگو» با دوستان تمرین کنید.

هر روز ۵ دقیقه تکرار کن — واژگان بدنی خیلی زود در ذهنت می‌مانند 🌱

ثبت دیدگاه

close
تیم پشتیبانی بیان لینگوا
و یا برای ارتباط با واحد پشتیبانی و مشاوره با آکادمی بیان، شماره تماس خود را وارد کنید: